تمام
13 سپتامبر 2008
بسم الله الرحمن الرحیم
اینترنت رو بذار کنار
صدق الله العلی العظیم
تو بودی چکار می کردی؟
….
همین! مال هیچکس نیست!
یکی از مدام بارانهای بیسرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشمها
بسم الله الرحمن الرحیم
اینترنت رو بذار کنار
صدق الله العلی العظیم
تو بودی چکار می کردی؟
….
همین! مال هیچکس نیست!
یکی بود
هیچکس نبود
دروغ بود
اما راست بود
به هر حال
یکی بود
حالا نیست
هیچکس نمیتونست پشت حجاب رو ببینه
تا اینکه پشت حجاب بارون گرفت
و اون فکر کرد که با دونههای نمِ بارونش اینجا یه تسبیح درست کنه
این همون بارون تسبیح شده است

13 سپتامبر 2008 at 6:35 ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
با کنار گذاشتن اینترنت قرار نیست ادم بشی
برو اول ادم بشو
صدق الله العلی العظیم
13 سپتامبر 2008 at 6:40 ب.ظ
هرچیزی یه دوره ای داره
اینو من هزار بار شنیدم اما نتونستم باورش کنم
شاید واقعا درست باشه
دوره ی اینترنت اومدن توهم سراومده
اگه یارت امر کرده ببوسش و بذارش کنار
یاعلی
همین!
13 سپتامبر 2008 at 8:09 ب.ظ
سلام. یعنی چی؟ این لوس بازیا به شما هم سرایت کرده؟ خجالت نمی کشی؟ قرار بود برای محمد حسین وبلاگ بزنی حالا …
13 سپتامبر 2008 at 9:19 ب.ظ
bastegi dare in harf male ki bashe va dalilesh chi bashe !
14 سپتامبر 2008 at 5:50 ق.ظ
سلام
اعوذ بالله من الشيطان اللعين الرجيم
اينترنت جبهه امروز ماست در برابر دشمن و بر همه واجب كفايي است كه در اين ميدان شركت كنند .
صدق الله القاصم الجبارين !
14 سپتامبر 2008 at 7:30 ق.ظ
من اگه بودم لحظه ای تردید نمیکردم برای فرار از این محیط!
برای داشتن همیشگی آرامش …
خیلی از ماها به اینجا رسیدیم بعضیامون بلدیم اینو با هزار نوع فلسفه و سفسطه بپیچونیم بعضیامون هم جراتش رو نداریم…
کافیه برسی به ته خط
چی کار میکنی؟
همونجا اون ته وای میستی؟یا میری سر یه خط جدید!؟
یا علی
(راستی تبریک آقا محمد حسین رو بهتون تبریک میگم و از شما بیشتر به مادرش که 9 ماه چشم انتظار بوده)
14 سپتامبر 2008 at 8:30 ق.ظ
سلام
اگر کسی بهم میگفت و برام عزیز بود و قابل احترام میذاشتم کنار!
اینترنت یا هر کوفت و زهرمار دیگه که بخواد آدمو………کنه بهتر که نباشه
هر چند اگر با اراده ی شخصی میذاشتمش کنار،رضایتم چند برابر میشد از این کارم.
آدم بزرگ میشه پا رو دلش بزاره
حالا ممکنه دلش یه سیب خوشگل تو ظرف و بخواد بخوره یا اینکه اینترنت بازی کنه
توکل و ادامه…..
خلاصه محمد حسینم بابای بزرگ!میخواد.نه؟
عکستون قشنگ شده:دی
14 سپتامبر 2008 at 8:40 ق.ظ
به چه حقی کامنت من رو برداشتی؟
مگه من واست کامنت خصوصی گذاشته بودم.
چرا از اول گذاشتی نمایش داده بشه و بعد برداشتی؟
14 سپتامبر 2008 at 8:42 ق.ظ
کامنتم برگشت
گواهینامه ادم شدن دریافت کردی
به وبلاگ نویسیت ادامه بده
D:
14 سپتامبر 2008 at 8:43 ق.ظ
برای همیشه ؟!
بازم تا عادت کردم به یه وبلاگ ، رفت …
…
آخه چرا ؟ خب کمتر بیاید ولی بیاید …
نمیشه ؟!
14 سپتامبر 2008 at 1:25 ب.ظ
بستگی داره سخنرانش کی باشه !!
14 سپتامبر 2008 at 1:42 ب.ظ
یا لطیف!
بعضی وقت ها می دونم باید بزارم کنار و نمی زارم…
همین!
پ.ن : اه خواستی بزاری کنار یه شماره ای چیزی بده ما دلمون نتنگه :دی
14 سپتامبر 2008 at 3:17 ب.ظ
چی؟؟؟
چرا؟؟؟
من بودم باور نمیکردم!شاید…
14 سپتامبر 2008 at 5:54 ب.ظ
سلام و عرض ادب
شما بزرگوارید! بنده را هم قصد جسارت نبود. حالا هم که بابا شده اید و احترامتان واجب تر!
ببخشایید اگر از باب جلال وارد شدم.
در مورد استفتاء در موضوع مورد اشاره هم، حضرت “آقا” در جشن های اهل بیت-علیهم السلام- ذکر صلوات و تکبیر را شایسته تر می دانند. دست زدن با آیات قرآن که جای خود دارد.
برقرار باشید.
14 سپتامبر 2008 at 5:56 ب.ظ
یعنی چی؟!؟!
دارید می رید؟!
14 سپتامبر 2008 at 9:50 ب.ظ
اگه واقعا گفته ي “الله ” بود ميذاشتم كنار
15 سپتامبر 2008 at 12:21 ق.ظ
بسم الله.
اگه دستور از ما فوق باشه که همون تمام.
شاد باشید.
15 سپتامبر 2008 at 2:33 ق.ظ
سلام
باید دید که کی گفته و چرا؟؟؟!
میشه با نظم به همه ی کارا رسید
موفق باشید
15 سپتامبر 2008 at 2:33 ق.ظ
عکستو چرا همچین کردی؟!!!
15 سپتامبر 2008 at 6:11 ق.ظ
duste mohtaram
dar morede kamenti ke tuye weblog am tu persianblog gozashti , chand nokte ro behet tazakkor midam
lotfan be onvane man bishtar tavajjoh kon , shayad be no e ertebate man ba doktor , bishtar pey bebari
pishnehad mikonam dar morede farghe khande ba nishkhand bishtar tahghigh koni azizam
va akhar inke be jaye dekhalate bimored dar ertebatate adama , be fekre ru kardane chehreye khodet az posht un khattaye siyah bashi . kesi ke nasihat balade , khodesho ghayem nemikone baradar
dar zemn , age mikhay dar morede baradar khaled bishtar beduni , mituni dar jalasate persian blog huzur dashte bashi
hich vaght dar morede adama zud ghazavat nakon
15 سپتامبر 2008 at 8:48 ق.ظ
سلام .
چه خبرشده ؟
كي گفته شما نمي خواين حرف بزنين ؟ گيرم ما حرفاتونو نمي فهميم ، اين كه دليل نمي شه …
هر كاري رو مي شه واسه رضاي خدا انجام داد ، حتي وبلاگ نويسي . مهم قصد قربته . نيست ؟
اينك و سرگيجه ها فرقي نمي كنه . اونجا اسم پستهاش سرگيجه ها يود . منم كامنتامو اينجا گذاشتم . فرقي كه نمي كنه ؟؟؟
راستي تولدش مبارك .
يا علي .
16 سپتامبر 2008 at 10:47 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
حتما کار دیگه ای نمیشه کرد. (هر چند شک دارم!)
به جای کنار گذاشتن اینترنت، چیزهای مهمتری باید کنار گذاشته و رها بشن.
مثل گذشته ها… عادت ها… سرگیجه ها… و حتی نقطه چین ها!
دلیل شکستن کاسه کوزه ها بر سر اینترنت رو نمی فهمم.
صدق الله العلی العظیم
16 سپتامبر 2008 at 2:21 ب.ظ
سلام گل بابا….
اگه واقعا تصميمت قطعيه بهت تبريك ميگم….
مبارك باشه زندگي بي نت!!
يا علي مددي!
براي مام دعا كن…ميدوني كه محتاجيم!!
17 سپتامبر 2008 at 7:12 ق.ظ
17 سپتامبر 2008 at 7:18 ب.ظ
بسم الله
سلام علیکم
این کدوم سوره قرآن بود؟ تا به حال ندیده بودم…
باید دید این ها را چه کسی و با چه دلیل فرموده.
بعد هم اهم و مهم کرد و به نتیجه رسید. خیلی ها رفتند و رفتنشون بهتر بوده از موندنشون وبعضی ها هم برعکس
اهم و مهم و اولویت و از این دست حرفا
در پناه حق
17 سپتامبر 2008 at 7:41 ب.ظ
میذاشتم کنار!!!!
18 سپتامبر 2008 at 6:57 ق.ظ
از نظرتون متشکرم.منتظر نظرهای بعدی هستم.
18 سپتامبر 2008 at 7:03 ق.ظ
اگه خواسته خب بذار كنار بعضي خواستنها ارزشمندند.
سلام عليكم
موفق باشيد
ياعلي
پناه ميبرم به آفريدگار فلق
18 سپتامبر 2008 at 7:03 ق.ظ
اگه خواسته خب بذاريد كنار بعضي خواستنها ارزشمندند.
سلام عليكم
موفق باشيد
ياعلي
پناه ميبرم به آفريدگار فلق
18 سپتامبر 2008 at 12:44 ب.ظ
یا هو
دلیل می خواستم، اما از اول می دونستم که هر چی بگه مخلص کلام همون بذار کناره! حالا میذارم یا نه، الله اعلم!
اصلا اونو ول کن، خودت فکر کنی به حرفش میرسی!!!
18 سپتامبر 2008 at 4:24 ب.ظ
کنار می گذاشتم!! لااقل برای اينکه زندگيم رو بيشتر دوست داشته باشم وهمسرم رو ! می فهميد که منظورم چيه؟
18 سپتامبر 2008 at 4:25 ب.ظ
ما دخترهای نت بخصوص ! خيلی استقبال می کنيم از اينکه بريد وقتتون رو برای پسر کوچولوتون وهمسرتون بذاريد! واز خانمتون به خاطر صبوری هايي که ر حقتون …. کرده تشکر وقدر دانی
19 سپتامبر 2008 at 3:13 ق.ظ
ميذاشتم كنار !
19 سپتامبر 2008 at 7:47 ق.ظ
سلام.
امیدوارم حاصلش مفید باشه.
التماس دعا.
20 سپتامبر 2008 at 2:23 ب.ظ
من بودم ميگذاشتمش كنار..حالا يا اينترنت را يا همين گوينده را..با توجه به الويت ذهني ام البته عاقلانه.
20 سپتامبر 2008 at 11:03 ب.ظ
امروز، برای ظهور او چه کرده ایم!؟
برای ظهور، کاری باید کرد؛ از نوعی دیگر!
انتظار به امید آبی های وصال شرار شوقی است که شعله در خرمن نا امیدی می زند و آیینه آدینه را شراری است همیشگی؛ آنگاه که شوق دیدار، تاب انتظار را از کف دل می رباید، این برگ سبز مرهمی است بر تسلای خاطر و خواهش و نیایش بر آستان دوست، تا رسیدن به سبزترین موعود.
به امید ظهورش، شاید فردا…
برای ظهور، کاری باید کرد؛ از نوعی دیگر!
دوست عزیز شما را دعوت به بازدید از سایت و تبادل لینک برای ایجاد زنجیره ای محکمتر و به هم پیوسته از دوستداران و عاشقان و خادمان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه می نماییم، باشد تا در برابر تهاجم بی پایان فرهنگ منحط غرب و سیل عظیم سایت های مخرب آن که هر لحظه و ثانیه بر تعداد آن افزوده می شود، بتوانیم سد محکمی برای دفاع و مقابله و روحیه ای منسجم تر و شاداب تر ایجاد نماییم.
خداوند به همه ما توفیق بندگی و عمل به دستورات الهی و معرفت حقیقی به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه را عنایت بفرماید.
http://www.masiha.info
21 سپتامبر 2008 at 9:56 ق.ظ
خب ایه نازل شده …..باید اجرا بشه دیگه !
.
راستی اون نینی ….نی نی خودتونه ؟
21 سپتامبر 2008 at 1:15 ب.ظ
kojaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa??????????????????mage alkiae????????????? kola dadasham????? han?????????
21 سپتامبر 2008 at 9:27 ب.ظ
سلام.
اینتر نت رو کنار نمی ذاشتم. بلکه می زدم خورد و خاکشیرش می کردم.
اینجوریاست دیگه . همین!
22 سپتامبر 2008 at 8:42 ب.ظ
موجیم که آسودگی ما عدم ماست …..
23 سپتامبر 2008 at 2:00 ق.ظ
مخلصیم. بفرمایید یه چایی.
همین
23 سپتامبر 2008 at 2:01 ق.ظ
سلام.
اینتر نت رو کنار نمی ذاشتم. بلکه می زدم خورد و خاکشیرش می کردم.
اینجوریاست دیگه .
مخلصیم. بفرمایید یه چایی.
همین
27 سپتامبر 2008 at 5:41 ق.ظ
نکنه این سوره رو محمد حسین با خودش آورده؟ می بینم که جبرییل می زایی ای پسر!!!! احوالی هم که از این رفته در بند نمی پرسی…
27 سپتامبر 2008 at 7:02 ق.ظ
سلام.
تقریبا وقت رفتنه. منو دعا کنین تو این روزا و شبای باقیمونده ماه رمضون . ردهاي مردممو تو پست خوزستان نوشته م. حرفام كهنه و طولاني و تكرارين. اما دلم ميخواس تو مدتي كه نيستم كسي فرصت ميكرد و ميخوندشون.
سالی یکبار بمدت یکهفته یادشون میفته که این سرزمین هم وجود داره… .!!!!!!!!!!
همه دردا و حرفای من هموناس که تو متن “خوزستانم” نوشتم.
حلالم کنین.
27 سپتامبر 2008 at 7:05 ق.ظ
RAFTY????are
28 سپتامبر 2008 at 11:54 ق.ظ
مردن چندان هم بد نیست. من خودم چند وقتی که نبودم رو یه روش مردن کار کردم. خدا کاری برات نمی کنه و من هم. خودت باید باشی. بذار استخونات بترکه… گاهی اوقات به خودم می گم بدرک…
29 سپتامبر 2008 at 4:12 ب.ظ
یه هفتهست دارم با هر شمارهای که از دارم تماس میگیرم. یا در دسترس نیست یا خاموشه یا یه خانوم گوشی رو برمیداره یا صاحبش تهرانه یا… .
29 سپتامبر 2008 at 5:29 ب.ظ
ُسلام
اگه از من می پرسی می گم که بستگی داره این جمله رو کی گفته باشه و چقدر با اینترنت و این چیزا آشنایی داره
وای راستی راستی می خوای بذاری کنار؟!؟
30 سپتامبر 2008 at 5:18 ب.ظ
من به اميد اينكه اين كامنتا رو مي خونيد دارم اينجا مي نويسم .
ماجراي اينك و اونك چيه ؟ قراره اينك ادامه پيدا كنه ؟ پس چرا اينجا ادامه پيدا نكنه ؟ اگه ” اينترنت و بذار كنار ” پس اينك كه داره ادامه دار مي شه چي ؟
احساس بدشانسي مي كنم . دوست ندارم احساس بدقدمي بكنم ( كه همين من اومدم رفتين ) . انرژي منفي داره . اما بدشانسم . يه خواننده ي خوب براي نوشته هام … اينترنت و گذاشته كنار … صدق الله العلي العظيم .
تو بودی چکار می کردی؟
….
همین! مال هیچکس نیست!
1 اکتبر 2008 at 12:27 ب.ظ
سلام علیکم …
نوی کامنت قبلی که گذاشتم جواب سوالم رو ندادید ولی با این پست کاملا معلومه .
وقتی بسم الله و صدق الله داره دیگه سوال نداره(هرچند مال هیچ کس نبود )
صدق الله العلی العظیم
در پناه خدا . یا علی
2 اکتبر 2008 at 8:01 ق.ظ
سلام
ای بابا !!!
نکنه کوچولو این عکسه رو خط خطی کرده
قدمشم مبارک
همیشه سلامت باشید ایشالا
یا علی
2 اکتبر 2008 at 8:28 ق.ظ
سلام حسن جان
رفتم امروز وبلاگت رو ببینم نوشته بود دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد فیلتر شده بود
به این دلیل با فیلتر شکن وارد شدم
خواستم بگم
بابا دست مریضا چه نوشتی که داد دولت رو در آوردی
سریع پیگر شئ
چون سایت تو خیلی فرق داره با بقیه سایت ها
همین به تقلید از حسن مال خودم
5 اکتبر 2008 at 12:35 ب.ظ
سلام !
به حرف زنت گوش بده
آفّرين …
سلام هم برسون
نينجا !
5 اکتبر 2008 at 12:36 ب.ظ
راستي شنيدم …. داره ميره مكّه
تمتّع !
تازه تو كاروان بابام اينا هست =))
البته شايد خودش نباشه
همين …
22 اکتبر 2008 at 5:32 ب.ظ
اگر چه چهرتون واضح نيست ولي به گمانم از وبلاگ نويس هاي اصفهاني باشيد!!!
به هر حال هر چند يادم نمي ياد به سرگيجه ها سر زده باشم ولي نام آشنايست!
حالا چرا “اينترنت را بزار كنار”؟!
1 ژانویه 2009 at 7:58 ق.ظ
سمعنا و اطعنا.
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا
ببخش عصیان ما را