فقر

2007/10/06

سلام

چند وقتی بود که مرتب زنگ میزدند

حوصله ام نمیشد جواب بدم

یه چند بار جواب دادم کلید بودند که میخواند منو ببینند

حوصله نداشتم و هی شونه خالی کردم

بلاخره نشد

دیروز صبح مهدی ظهر مسعود و بعدشم علی رو دیدم

هر سه طلبه

هر سه درسشون خوبه

دوستشون دارم ولی خیلی وقت بود ازشون بی خبر بودم

چه جالب هر سه ازدواج کردند یعنی عقدند تو فاصله سه تا شش ماه گذشته

ناراحت میشم

راضی نیستند

یکیشون اصلا حرف طلاق میزنه میرم تو فکر و مغموم میشم

خدایا اینا چی میگند؟

ته حرف همشون یه کلمه بیداد میکنه

فقر

اقتصاد

خدایا چه کار کنم؟

کی باید چه کار کنه؟؟

سر به چهار باغ میزارم

تونخ هیچکی نیستم و به شدت تو فکرم

یه صدای پر از بی حیایی

آقا ببخشید این تونیک چنده؟

فروشنده 😦 با شیطتنت )قابل شما رو نداره ……… بیست و پنج تومن!

خانم سرش رو میندازه پایین و انگار که قهر میکنه و میره

فروشنده با شیطنت بیشتر : حالا شما بفرمایید یه جور کنار میایم؟ اصلا قابل شما رو نداره!!!

خانم توی دلش غوغا میشه و برمیگرده یه نگاهی به سرتا پای فروشنده میکنه و میره تو مغازه

نمیخواستم اما میخ کوب شدم

طول میکشه

صبر میکنم

اما آخه یه لباس خریدن که اینقدر طول نداره

صدای قهقهه از مغازه بیرون میزنه

صبر میکنم

از مغازه بیرون میاد خانم و فروشنده تا دم در بدرقه اش میکنه

بازم تشریف بیارین

خانم: پس من اینو میبرم میپوشم اگه …..ش تنگ بود میارم اون شماره بزرگتره رو می برم

برق از کله ام میپره بی حیااا

صبر میکنم

با خدا دعوام میشه

آخه تو دیگه چرا؟

دیگه هر چی دست این و اون باشه رزق که دست تو هستش؟

از تو بعیده ه ه !

صبر میکنم

طول میکشه

ختم کلام

خدایا این روزا دلم خون میشه از این که یه عده رو میبینم که پول به پرو پاشون می پیچه و یک عده ….

دلم برای مهدی می سوزه

صبر میکنم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: