مرکز مدیریت

2007/10/18

خیلی زود هستش که قم را برای زندگی انتخاب کنم چون واقعا صبرش را ندارم ؛ تحمل دیدن کسانی که لباس دین به تنشان هست ولی از هر زاویه ای که بهشان نگاه کنی شکل دین نیستند

درخانواده بزرگ حوزه علمیه یک عده سرپرستی و سکان داری می کنند .

طول وتفسیر نمیخواهد من هم مثل شاید خیلی ها هیچ رضایتی از این سکانداری وسرپرستیشان ندارم

بهتر که نگاه میکنم هزاران سوال درذهنم شکل میگیرد که این سوال ها جواب سوالهای بزرگ تری در مورد اداره مملکت و فقر و این مسائل هستش….

واقعا یک مدیر خوب باید از خانواده خودش شروع کند

مگر می شود کسی در جوامع کوچک نتواند علوی رفتار کند بعد داعیه رایحه خوش خدمت و رفتار علوی را داشته باشه

به تک تک این عزیزان نگاه می کردم و از خودم می پرسیدم این ها فردا کجای مملکت را می گردانند؟!

مرکز مدیریت از معدود مراکزی هست که هیچ بویی از مدیریت و ضابطه درش دیده نمی شود

آقای فلانی دستور بدهند چشم!

این جمله را زیاد در مرکز می شود شنید

اما واقعا این آقا کی دستور میدهند و برای چه کسانی دستور میدهند ؛ خدا داند!

امروز وقتی دوستم زنگ زد و گفت کارِت درست شده برای قم رفتن هر چی درون خودم جستجو کردم دیگه هیچ اثری از میل و عطشی که چند روز پیش نسبت به قم رفتن داشتم نبود

امسال کاشان هستم شهری که تنها مزیتش برای من این هست که توش هیچ آشنایی ندارم و می شود اونجا تنهای تنها بود

احتمالا اسباب کشی در کار نیست و خودم تنها به این شهر می روم

به هر حال امیدوارم این یک مطلبم را هیچ کس نخواند

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: