سلام.

در باب مراتب خلقت آمده است وجود انسان بر وجود جن افضل است.
صحبتی خواندم از حضرت علامه طباطبائی رضوان الله علیه، به این مضمون: «در میان اجنه ادیان ومذاهب مختلفی رایج است. کافر، مسیحی، یهودی و … . اما در میان اجنه سنی وجود ندارد. چون آن دسته ای از اجنه که در غدیر خم بودند، و با حضرت امیر پیمان بستند هنوز بر عهد خود هستند.»

 توی گوشم هنوز هم صدای بخٍ بخٍ می آید و دلم می سوزد که آن همه فضل انسان برسایر مخلوقات هم سبب آن نشد که تاریخ به انحراف کشیده نشود .
بارها شنیده ام که کربلا از پیمان شکنی همین غدیر و بغض های پنهان زیر تبریک ها پدید آمد .

نمی خواهم حرف تلخ بزنم اما بگزارید روایت کنم از فوت پیر مغان خمینی کبیروجلسه ای که در آن ره‌بری نظام را منسوب به راهبر فرزانه انقلاب کردند.
ایشان ازپذیرفتن امتناع می کنند . علت امتناع را پرسیدند . ایشان فرمودند چه تعهدی می دهید اگر پذیرفتم خود شما مطیع باشید وکارشکنی نکنید؟ آن شخص گریه کرد و بر سرش کوبید و گفت خاک بر سر ما اگر همراه ویارت نباشیم . نیازی به تشریح نیست کمی دقیق تر نگاه کنیم این جریان حرف گوش نکردن دامن گیر همین افراد هم شده…

می ترسم اگر کربلای غدیر خم بعد از حدود پنجاه سال به انجام رسید این روزها آنقدر هم دیر نه انجامد .

عیدتان مبارک.

همین! مال هیچکس نیست

Advertisements

سلام

ساعت ده و سی دقیقه شب است و نماز مغربم را خوانده ام . از اینکه باید برای نماز عشاء بلند شوم کمی دلخور هستم .
کمی بهانه می تراشم : ای بابا تو مریضی ، دیگر تکلیفی نداری ؛ این هم سر آن همه نمازی که در شرایط بهتر نخوانده ای ؛ حالا وقت برای جبران زیاد هست .

بلآخره از ترس مشکلات زندگی بلند می شوم و وضو می گیرم . در حال وضو گرفتن احساس می کنم از من نورانی تر در این عالم نباشد . نمونه انسان کامل .

گوشه ای دنج پیدا می کنم . قبل از نماز دستم را روی بخاری گرم می کنم .وبلآخره به نماز می ایستم قبل از تکبیره الاحرام رو به آسمان می کنم و می گویم : خدایا چرا اینگونه است نماز خواندنم .بعد می گویم خدایا تو کمکم کن من هم سعی خودم را خواهم کرد که دیگر اینطور نشود .

الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم … به به این بار درست شد . راه را یافتی همیشه که نمی شود فقط دست به دامن خدا بود یک کم هم به خودت تکان بده و یک قرار هم از طرف خودت بگزار .ته دلم می گویم ای بابا دچار عجب شدی !!

سبحان ربی العظیم وبحمده سمع الله لمن حمده الله اکبر … اگر کسی مرا ببیند چه می گوید ؟ وای آبرویم می رود . این که این همه ادعای فلانش میشود الآن نماز میخواند؟… اما نه . آخر چه کسی فکر می کند من الآن نماز عشا می خوانم؟ حتما فکر می کنند نماز مستحبی می خوانم . کلی کیف میکنم . کاش ببینندم … کاش نبینندم …

 الله اکبر بحول الله و قوته اقوم واقعد  بسم الله الرحمن الرحیم … خدایا مشکلات همین طور دارند فشار می آورند. چه کار کنم؟ زود باش خدایا تکلیفم را روشن کن . خسته شدم دیگر از بس دستم بند به مشکلات دنیوی بود

اشهد ان لا اله الا الله وحده … راستی عجب امروز زدم توی دهنش هااا .حرف هایم را توی ذهنم دوره می کنم آقای مدیر من وظیفه خودم را درس خواندن تشخیص داده ام و به خاطر اون از زندگی گذشته ام و اینجا هستم  .شماهم اگر تشخیص داده اید که باید مدرسه اداره کنید یک شب لااقل زندگیتان را رها کنید بیایید ببینید در این مدرسه به سربچه ها چه می گذرد؟ خدایا این قدر که حرفهایم خوب هست اعمالم اصلا خوب نیست . چرا؟ دلم برای خودم می سوزد .

سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله الله اکبر … راستی رکعت چندم هستم الآن ؟ سوم یا چهارم ؟ بنا را بر چهار می گذارم و سریع نماز را تمام می کنم . بدون انجام سجده سهو یا کار دیگری با شرمندگی بلند می شوم

ساعت ده و سی و چهار دقیقه شب است

چهار رکعت نماز عشاء می خوانم برای رضا خدا قربه الی الله …

همین ! مال هیچکس نیست!

راه سعادت

2007/12/18

سلام

درگير بودم سر نوشتن يا ننوشتن اين مطلب ؛ بلاخره نوشتم

يك روز علماي اهل سنت اناري را به علماي شيعه نشان دادند كه روي آن -به هر نحوي – نوشته بود ابوبكر و عمر و عثمان حق . واين انار را معجزه ودليل حقانيت اهل سنت ناميدند .

علماي شيعه سه روز وقت خواستند تا جواب ايشان را بدهند . روز سوم همه ناكام و نااميد و شرمگين متوسل به حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه شدند . به خدمت حضرت مشرف گشتند . حضرت فرمودند بگوييد انار را بشكافند تا معماي اين انار هم خاتمه يابد . رفتند و چنين كردند و درون انار را پر از خاكستر و گنديدگي يافتند.

اين داستان به خودي خود داستان زيبايي هست هرچند بيانش آن هم در سال اتحاد ملي وانسجام اسلامي خالي از اشكال نمي باشد. اما دليل بيان اين مطلب اين ادامه بود.

يكي از علما به حضرت عرضه داشت : آقا جان شما كه از آشفتگي ما در اين سه روز آگاه بوديد . پس چرا همان روز اول مارا راهنمايي نكرديد و جواب مارا نداديد.

حضرت فرمودند : شما خود از اول سه روز وقت گرفتيد . اگر همان لحظه‌ي طرح سوال متوسل به من شده بوديد من همان موقع جواب شما را مي‌دادم.

برداشت آزاد: اينكه راه سعادت را در زندگي چند وقته بپيماييم بستگي به نظر و خواستن و نگاه خودمان دارد. باور كنيد اگر كسي پيش خود فكر فكر كند راه سعادت مسيري صد ساله است ؛ صد ساله اين راه را مي‌رود واگر كسي فكر كند اين راه ده ساله است ده ساله مقصدش را مي‌يابد.

باور كنيم راه سعادت را يك شبه هم مي‌توان رفت .

بي ربط نمي‌بينم بيان اين حديث از حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام را كه فرمودند : علم ، آن اول يك نقطه بوده ؛ جاهلان زيادش كرده‌اند

همين! مال هيچكس نيست!

سلام

قال سيدنا آويني:

آن سوي تر دجله و فرات است كه هنوز ابشخور گرگان گرسنه ي يزيد است ، كه اب را بر كربلاييان بسته اند و در افق دور «قدس» است در اسارت شيطان…

وتو اي جوانمرد ، بگو از كدامين قبيله اي؟

بر خودم لازم دانستم كه برخي از كالاهاي حامي اسرائيل را خدمتتون معرفي كنم .

كوكاكولا . پپسي (جالبه كه اصلا پپسي به معناي «يك سكه براي اسرائيل» مي باشد) . فانتا . نوكيا (بعد دوستان با افتخار تو وبلاگشون مي نويسند كه رفتم گوشي 43 تومني خريدم) . مك دونالد . باس . اي بي ام . نستل . چمپيون . كيااورا . والت ديسني . اينتل . اسپريت و…

متاسفم از اينكه اين كالاها را به وفور در بازار مملكتمون مي بينم . و بيشتر متاسفم كه خواص هم هيچ توجهي به اين موضوع نمي كنند.

وتو اي جوانمرد ، بگو از كدام قبيله اي؟!

بگو…

همين! مال هيچكس نيست!

عادت

2007/12/01

سلام

دوباره از کلاس درس

این روزها انگار به تازگی طعم پای درس نشستن را می چشم.

تصویراستاد را می بینم . با میکروفنی که خودم به یقه اش بند کرده ام ( رجوع شود به ضبط صوت ، من و ما )

پوشش تمام سفید استاد ، عمامه سیاهش ، نگاهی خیره به حیاط مدرسه و زبانی که گویا به درس گفتن عادت کرده .

چنان محو تماشا بود که به راحتی می شد فهمید که مطالب درس را بدون کوچکترین دخالت فکر و اراده به زبان جاری می کند.

یاد حرف های سید می افتم . عادت حقیقت را می کُشد عادت ابتدای گمراهی است .

گویا به درس گفتن عادت کرده …

آنطرف تر گویا به درس گوش کردن عادت کرده ایم.

و از همه مهم تر… گویا به عبادت هم عادت کرده ایم.

عادت کنیم که عادت نکنیم.

همین. مال هیچکس نیست!