چند كلام با مسيح كه سلام خدا بر او باد!

2008/04/14

سلام

مسيح عزيز ؛

« دختر بیچاره ، سخت مریض است … خیلی بی‌تابی می‌کند … کسی امید به زنده بودنش ندارد … مادرش مدام مسیح(ع) را صدا مي‌زند .طاقت این همه بی‌تابی دخترک را ندارد . به پدرش التماس می‌کند :« تو رو خدا مرد ! یه کاری بکن … » پدر آشفته این طرف و آن طرف می‌رود .چه کار می‌تواند بکند ؟!… ناگهان چیزی شبیه یک جرقه …

چند سالی هست که توی اصفهان زندگی می‌کنند. حال و هوای محرم می‌آید توی ذهنش . یادش می‌آید که مسلمان‌ها کسی را دارند که بهش می‌گویند «اباالفضل» … متوسل به حضرت عباس (ع) می‌شوند و … »

خيلي سال پيش ، آن‌وقت‌ها هر وقت محرم مي‌شد ما را مي‌بردند بيت العباس . مي‌گفتند اين‌جا آقا اباالفضل نظر دارد .

کوچک‌تر از آن بودم که بفهمم «نظر دارد » یعنی چه؟! دلم می‌خواست بدانم مگر این هیئت ، چه فرقی با باقی هیئت‌ها دارد که پدر این‌طور در موردش صحبت می‌کنند.  .. بعدها که از پدرم پرسیدم ، همین داستان را برایم تعریف کرد . گفت که از آن به بعد ، پدر مسیحی دخترک ، هر سال این‌جا روضه می‌گیرد …

از همان موقع برایم سوال شده بود که :چطور می‌شود یک مسیحی تا این حد بین مسلمان‌ها جلو بیاید ، اما باز هم مسلمان نشود … ؟!

تعجبم بعدها ، وقتی بیش‌تر شد که دیدم همه‌ی دنیا دارند با اسلام مبارزه می‌کنند و همه‌ی تلاششان براي منزوی کردن اسلام است ؛ اما چرا هیچ‌کس نمی‌آید به این مسیحی بگوید که مثلاً : تو چرا برای مسلمانان هیئت می‌گیری و قاطی آن‌ها می‌شوی ؟

امروز اما جواب سوالم را پیدا کرده‌ام … حالا دیگر خوب می‌دانم که دنیای مسیحیت با اسلامِ نیایشی و صرفاً هیئتی کاری ندارد . چه بسا کمک هم می‌کند تا مسلمانان جهان تمام همّ و غمّ شان این‌ها باشد و کاری نداشته باشند كه دور و برشان چه می گذرد …

خیلی هم برایم دور از باور نیست که مسیحیان و یهودیان عالم برایمان هیئت عزاداری تأسیس کنند ، وقتی همه‌ی دستورات دین را انگشت اشارتی می‌بینم و افسوس می‌خورم که چرا نگاه خیلی‌ها به نوک انگشت است نه به چیزی که به آن اشاره شده …

انگار یادمان رفته کلام بزرگانمان را که هدف از همه‌ی اعمال یک مسلمان ، آمادگی برای اقامه‌ی عدل و قسط است و حکومت اسلامی …

انگار یادمان رفته اسلام حقیقی را … و تمام دینمان توی عزاداری‌هایمان خلاصه شده … 

بخدا نه تنها مسیحیت ، که حتی یهود و حتی‌تر بت‌پرستان عالم هم با نیایش خدای مسلمین و سینه زدن و زنجیر زدن و این‌ها مخالف نیستند … مشکلشان از جایی دیگر شروع می‌شود …

… اسلام می آید توی زندگی مردم … همه ، زندگی شان را ، سیاستشان را ، اقتصادشان را ، فرهنگشان را ، همه و همه و همه‌ی برنامه‌های زندگی‌شان را با این آیین آسمانی مطابقت می‌دهند … اسلام می‌آید در حالی که برای هر دردی ، دوایی و برای هر مشکلی ، راه چاره‌ای دارد … می‌آید در حالی که شعار مبارزه با ظلم و اقامه ی عدل دارد …این چیزهاست که به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید . واضح است که با چنین اسلامی باید هم مبارزه کرد و باید هم برایش «فتنه» ساخت …

مسیح عزیز ! هیچ کداممان از کسانی که خود را پیرو تو می‌دانند ، اما هیچ بویی از تو و دینت نبرده‌اند ، بیش از این انتظار نداریم … این جماعت این قدر جسور شده‌اند که حتی معجزه ی برادرت را( همان که خودت بشارت آمدنش را دادی ) به سخره مي‌گيرند و حقانیت او را منکر می‌شوند … اين‌ها انتظار داشتند تا اسلام برادرت محمد نيز مثل مسحيت به انزوا كشيده شود . آن‌ها يك اسلام سكولار مي‌خواستند…

مسیحای عزیز ! همیشه منتظر آن لحظه می‌مانم که تو و شعیب و سید علی را پشت سر مولایمان مهدی(عج) به جماعت ببینم …

یعنی می شود …؟

با تشكر فراوان از دعوت برادران عزيزم ؛ رند ، حرفهاي خودموني من ، سيمرغ و زحمت‌هاي دوست گرامي آتش عشق براي اين پست

دعوت مي‌كنم از دوستان عزيزم شيخ عبدالله نبوي ، يادياران و خيلي دوست دارم زودتر نامه‌هاي شب نوشت و منبر نت را كه حتما قبلا دعوت هم شده‌اند بخوانم .

همين!مال هيچكس نيست!

Advertisements

8 Responses to “چند كلام با مسيح كه سلام خدا بر او باد!”

  1. سیمرغ Says:

    سلام
    هر سه پستت رو با هم خوندم
    بابت اجابت دعوتم هم ممنونم.
    اورژانسی «ایمیلت» رو میخوام
    منتظرم
    باشه؟

    سلام
    ممنونم
    خواهش مي‌كنم
    vahshat_nefrat@yahoo.com & mohamad_isf@yahoo.com
    يا علي مدد
    همين!


  2. سلام
    خوشحالم كه از ديدن وبلاگم پشيمان نشدي و خوشحالم از اينكه منم پشيمون نشدم از اينكه با اينجا آشنا شدم
    خوندن نوشته هات ،لينك هاي برو بچ «اينكي»(شايدم عينكي!)،يادآوري من اويي كه هنوز منتظر تموم كردنشم و خيلي چيزاي ديگه منو ياد نوشته هاي يه نفر انداخت كه شايد نه به ظاهر نه به باطن شبيه هم باشين اما بالاخره منو ياد اون انداختي

    -اون يه نفرم يه اينكيه كه مدت هاست پست شمارش 34 تاست

    يا حق

    سلام
    خوبه لااقل اينقدر توي ظاهر سازي موفق بوديم كه شما رو به ياد اون بزرگوار انداختيم. به هر حال ايشون جاي استاد ما هستند و ما هم منتظريم برگرده
    خوش اومديد
    همين!

  3. گمگشته Says:

    سلام
    خيلي جالب بود ولي كاش …./
    همين
    مال من وحسن!!!

    سلام
    ممنونم
    همين! مال هيچكس نيست!

  4. علي Says:

    سلام برادر مهربانم! شرمنده ام به خدا! اگه بدوني تو چه وضعيتي هستم! اينو بدون دلم واسه تو و سرگيجه هايت تنگ شده!ديگه همسايه ات شدم! آره اومدم تو جمع ورد پرسي ها!راستش تا چند وقت ديگه وبلاگ جديدم را رسما افتتاح ميكنم!البته
    با كلي تغيير !!
    وقتي شاهد كاريكاتورهاي موهن به ساحت مقدس نبي مكرم اسلام بودم ،با خودم ميگفتم چرا سكوت؟ اگر تعلل ما مسلمانان نبود آيا استكبار جرات اين جسارتها را داشت؟
    آيا ميتوانستند فيلم فتنه را بسازند؟آيا انفجار حرمين مظلوم عسكرين اتفاق مي افتاد و يا تحقير و آزار مسلمين بي گناه در ابوغريب مخوف حادث ميشد؟آيا كشتار مردم مظلوم عراق ،فلسطين و افغانستان توسط شياطين غرب شكل ميگرفت؟آيا اسراييل
    نامشروع جرات كشتارزنان و كودكان فلسطيني را
    بخود ميداد؟
    آيا فراموش كرده ايم گفتار پير خمين را كه فرمود»اگر هر مسلمان قطره آبي سوي اسراييل بريزد،آنرا آب خواهد برد!»
    محمد را تروريست ميخوانند،عكسي از او ترسيم ميكنند كه بمبي بر سرش است و يا…
    آيا محمد حبيب خدا نيست؟آيا محمد گوهر ناب آفرينش و برترين مخلوقات نيست؟آيا او همان كسي نيست كه ديگر پيامبران به مقامش غبطه ميخورند و نامش را پس از نام خدا در نيايشهايشان ميخواندند؟آيا او ستوده شده از سوي خدا نيست؟…
    مسيحا!اي روح خدا و اي راهنماي مهربان!
    بر حال پيروانت بنگر كه چگونه برادر و مونست را ظالمانه ميكوبند اما محمد هيچگاه تحقير نمي شود چون او حبيب و رازدار اسرار الهي است…
    ببخشيد! ولي خواستم كمي درددل كنم.همين!

    سلام برادر عزيزم
    چشم به راهت هستيم عزيز
    مي گفت همه‌ي مخالفت ها از اونجايي شروع شد كه مشكل بزرگ جهان اسلام را فلسطين قلمداد كرديم
    اشكال نداره ، ما مرد جهاديم
    اصلا ما از دوكوهه آمديم ، اينجا غريبيم
    راستي اگه شروع كردي با نامه‌اي به مسيح شروع كن عزيز
    قربان دل نازنينت
    همين!

  5. sara Says:

    سلام آقا با خود شمام ! اسلام آمریکایی داشته باش! همه دوست دارند! کسی هم کاری به کار تو ندارد!
    متفاوت نوشته بودی از بس مطالب تکراری در این زمنیه خواندم خوب خسته شدم خوب

    سلام
    آره . این دوست داشتن الباقی هم عجب بتی شده.
    لطف دارین
    همین!


  6. سلام
    یک زمانی گری سیک که اون موقع مشاور امنیت ملی جرج بوش بود گفته بود بذارید مسلمونا اونقدر نماز بخونند و تسبیح بگردونند که دستاشون پینه ببنده و … مهم اینه که با سیاست کاری نداشته باشند.
    خوب نوشته اید و نگاه جدیدی داشتید. ولی خودمونیم ها! زیاد به نامه ای به حضرت مسیح مربوط نمی شد. می شد؟!
    برقرار باشید.

    سلام
    نکته ی جالب و زیبایی بود
    اتفاقا فکر کنم این یکی زیاد ربط داشت نه …
    کلا برقرار باشید
    همین!

  7. رضوان Says:

    چقدر این به جوش آمدن ها را دوست دارم…

    سلام
    کدوم جوش آوردن ها رو؟؟؟!؟
    من هنوز چیزی نگفتم که…
    همین!


  8. سلام
    حس خووبی داشت نامه نوشتن به مسیح
    راستی قضیه ی این همین ها و تاکید به مال هیچ کس نبودن ها چیه؟
    گرچه می دونم جوابی نخواهم گرفت ولی باز هم پرسیدم

    سلام
    بله . من هم حس خوبي داشتم وقت نوشتن اين نامه .( خوبه زمان پينوكيو نيست)
    قضيه‌ي خاصي نداره. يه جور يادآوريه كه مال هيچكس نيست!
    همين! مال هيچكس نيست!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: