طلب و عطش

2008/08/06

سلام

روایتی از اردوی نگین زمان قم:

از همان ابتدای راه احساس طلب کاری داشتم
فکر می کردم حتما باید در این سفر چیزی دستگیرم شود
حتما باید چیز یا کسی را ببینم
حتما باید موضوعی حل شود و خیلی از این حتماهاااا

درست کنار احساس مطالبه یک حس دیگر هم شروع شد
احساس عطش مفرط که اتفاقا بسیار هم برایم کلافه کننده شده بود
(شاید نه به اندازه ی کلافگی های او از طلب کاری های من)
تمام چند لیوان آبی که در راه خوردم حتی گوشه ای از عطشم را نگرفت
و با قلبی طلب کار و لبی عطشان به مقصد رسیدم

رسیده و نرسیده به بهانه ی نماز از اطاق بیرون زدم تا خودم را آویز یکی از آبسردکن های راهرو کنم ، شاید بتوانم عطش را رها کنم
آنقدر عطش سنگین بود که نمی خواستم با ظرف آب بخورم اما برق دعاهای کنده شده روی کاسه ها اجازه نداد با دست آویز شیرهای آب شوم
پیاله ی اول را آب کردم و جرعه ی اول را ازش نوشیدم
یا حسین…
بالا اوردن دوم و آماده شدن برای نوش کردن جرعه ی دوم همانا و چشم افتادن به مورچه ای که روی کاسه قدم می زد همانا!
گفتم لابد تشنه است… بگذار آبش دهم … ظرف آب را خم کردم تا جرعه ای بنوشد و برود اما همین که آب به نزدیک پاهایش رسید سر خورد و درون آب غرق شد
ظرف را رها کردم و برگشتم
طاقت تماشای دست و پا زدنش را نداشتم
بغض کردم
دیگر تشنه ام نبود…

فهمیدم چرا نگاهم نمی کنی
فهمیدم که چقدر مسخره است مطالبه هایی که از تو دارم
فهمیدم چرا ….
ظرفیت توجه به من از ظرفیت آب خوردن آن مور هم کمتر است
اصلا دیگر از تو هیچ طلب نمی کنم
اصلا چقدر خوب است که نگاهم نمی کنی
اصلا خوب است که نمی بینمت
طاقت غرق شدن و دست و پا زدن در نگاه تو را ندارم…

***

رسید جمعه و جمعه گذشت …. فردا نیست
نیامدی که ببینی غروب زیبا نیست!
غروب بی تو شروع شبی است بی روزن
برای این شب تاریک ماه حتی نیست!
نمانده تاب صبوری در انتظار طلوع
نگو که چاره ی دوری به جز مدارا نیست!
به یک تبسم تو قانعیم می دانیم
که تنگ ظرفیت ما به قدر دریا نیست!!

همین! مال هیچکس نیست!

Advertisements

35 Responses to “طلب و عطش”

  1. محمد Says:

    بسم الله
    خدایی از ته دل گفتم. من با این جماعت مداحها حال نمی کنم. دکان زده اند آقایان.
    همین!

    سلام
    جمع بستن کار خوبی نیست
    اصلا عاقلانه نیست
    نمی دونم چی بگم
    همین!

  2. مرتضي Says:

    سلام. يعني نميدوني چرا خدا جوابت را نميده؟ خوب 2 تا بحث پيش مياد يا جواب ابلهان خاموشيست يا اينكه سكوت علامت رضاست.

    سلام
    اگه دست خودم بود که انتخاب کنم
    جواب ابلهان خاموشیست را انتخاب می کردم
    می دونی دنیای ابلهان دنیای قشنگیه
    نه دردی ، نه دقدقه ای
    تازه بدنت هم سالم می مونه
    این رو که یادت نرفته
    این بزرگترین دروغه
    عقل که در بدن نباشد ، جان در عذاب است!!
    همین! مال هیچکس نیست!

  3. رفیق Says:

    سلام
    شرمنده… شما کی اونا رو دیدین؟؟!!
    آخه من به ساعت نکشیده حذفشون کردم حذف که نه! ثبت موقت! دلیلش هم شاید… سرگیجه!!!

    این نوشته تون رو هم هنوز نخوندم ولی حتما می خونم…

    یا رفیق

    سلام
    ریدره دیگه داداش
    به هر حال فیض بردیم
    موفق باشید
    همین!

  4. رفیق Says:

    چی نوشتی؟!
    خیلی قشنگ خیلی با احساس
    به شعر که رسیدم دیگه…

    از دست خودم و گناهام کلافه ام

    سلام
    لطف دارین
    آنچه دیدیم نوشتیم
    این کلافه بودنت رو عشقههههه
    همین!


  5. سلام
    تمثیل بسیار زیبایی بود
    خداوند خیرتان دهاد

    سلام
    حیا نمی کند از زدن هیچ مثلی
    خواست تا بفهماندم که از مور هم کم ترم
    موفق باشید
    همین!


  6. به نام خدا

    سلام حسن آقا.
    می‌بینم که زدی تو مایه‌های فیلسوفی و اینا…!
    ولی قشنگ بود به خصوص قضیه مورچه نگون بخت!
    موفق باشی

    (مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد…)

    سلام آقا مهدی
    من؟! فیلسوف ؟!
    مال این حرفها نیستیم عزیز
    کلا فقط همین قضیه بود!!
    سلامت باشید

    راسته واللا
    همین!

  7. مادرانه Says:

    چه تشبیه جالبی…بیچاره مورچه…نه ! بیچاره ماهاااا…

    سلام
    بیچاره من ، بیچاره ما ، بیچاره …. نه
    همین!

  8. محمد Says:

    آقا ممنون که الان داری سر می زنی به ما.

    سلام
    همین؟؟!!
    همین!

  9. محمد Says:

    منظورم بلا نسبت شما بود.

    سلام
    مورد نظر کسی بودن حس شیرینی نیست!
    نمی دونم چرا همیشه از منظور بودن فراری بودم
    موفق باشید
    همین!


  10. سلام
    اگر عطش یادگیریه امیدوارم محدود به روزهای اردو و طرح و دوره نباشه…

    سلام
    فرقی نمیکنااد
    همین که عطش نماینده ی ضعف های من است کافی است
    همین که غنی نیستم را می گویم
    محدود هم نمی شود
    تا لحظه ی مرگ همه عطشانیم
    همین!

  11. شاکر Says:

    سلام …
    وبلاگ بسیار جالبی دارید .به یه نفر پیشنهاد کردم به جای خود مطلب کامنت هاش رو بخونه چون نویسنده (که شما باشی) همه جواب ها رو حاضر و آماده به نحو احسن توی آستینش داره . وقتی یه ویلاگ ناشناس می بینم پیوندها و کسایی که نظر دادن و جواب هایی که نویسنده داده برام خیلی اهمیت داره و تعیین می کنه که بازم به اون وبلاگ برم یا نه.دست شب نوشت رو از پشت بستین (هرچند ایشون هم خوب می نویسن)
    در پناه خدا . یا علی

    سلام
    اینطور ها هم نیست
    کلا بسته به تم دلم جواب کامنت می دم
    خودم هم قبول دارم که خیلی وقت ها جوابم بی ربطه
    کلا هر چی دلم بخواد جواب می دم
    کلا دستچین وبلاگ ها کار خوبیه
    آدم باید براش مهم باشه که مطلب کی رو می خونه
    موفق باشید
    خوش اومدید
    همین!


  12. صد بار به تو گفتم كم كن دو سه پيمانه!!!

    سلام
    مثل ما مثل همون نخورده مست هاست
    ضمنا نزده هم بلدیم برقصیم
    مخلصیم داداش
    همین!


  13. اگر بخوام خیلی خیلی بی انصاف بشم باید بگم این یکی استثنائا بی نظیر بود
    چطوری ورد پرسی غرب زده؟

    سلام
    خوبی با انصاف؟
    خودت بی نظیری اصلا چرا فوش می دی؟
    گر پارسی بلاگ بود نشان اسلام
    نمی دونم کی بود حجه الاسلام …. :دی
    همین!

  14. مينا Says:

    سلام
    بعضي وقتا آدم يه جايي ميره كه ديگه طلب كاري اصلا معنا نداره…اونقدر چيز هست كه آدم نه ميتونه طلب كار باشه نه عطش داشته باشه…آره…سرريز ميكنه…چون ظرفيت مابه قدر دريا نيست…
    در پناه دوست…
    يا حق

    سلام
    واقعش اینه که اصلا نفهمیدم منظورتون چیه؟!!!
    اما این خیلی درد اوره که آدم از لطف سرریز شده باشه ولی هنوز احساس عطش و طلب کاری داشته باشه…!!!
    همین!

  15. علیرضا Says:

    سلام
    نوشته خوبی بود و البت تمثیلی بهتر اما خیلی توی هپروت بود شاید در ضمن به قیافه ات نمی آمد اینطور نوشتن

    سلام
    خوبی از خودتونه
    ما کلا توی هپروتیم
    مگه قیافه ی ما چه شکلیه؟؟
    خوشکلا نباید توی هپروت باشند؟؟؟
    اوهوم
    همین!

  16. مسعود Says:

    سلام!
    فکر کنم اونقدر بهمون دادن که دریا شده باشه! فقط درک این که غرق شدیم رو نداریم! بعضی وقت ها فهمیدن این که غرق شدیم از غرق شدنش مشکل تره!
    یا علی

    سلام
    شایدم….
    همین!


  17. سلام. قشنگ بود. به مسئله مهمي اشاره داشتيد. وقتي خوندمش، ياد داستاني افتادم. صبح مبعث حضرت رسول اكرم صلي اللـه عليه و آله و سلم، در خيابان خسروي مشهد، بين الطلوعين بود كه رفته بودم يك جلسه سخنراني. جناب خطيب، هم در سخنراني بسيار ماهر بود، و هم از جهت معنوي مشخص بود كه كار كرده است. اوصافش رو دورا دور بارها شنيده بودم. مي‌فرمود: حدود سي و پنج سال پيش بود؛ اوايل دوران طلبگي‌م بود كه رسيدم خدمت مرحوم علامه رضوان اللـه تعالي عليه و به سلك شاگردان ايشون در اومديم. يكبار كه در معيت ايشون اومده بوديم مشهد، در قسمت پايين پا، صحن انقلاب، نشستيم كنار پنجره فولاد – كه البته اون سالها خيلي خلوت بود-. مدتي نشسته بوديم به سكوت و ايشون توجه داشتند به حضرت امام عليه السلام و حدود چهل و پنج دقيقه سكوت بود. بعد ايشون رو كردند به من و فرمودند: از امام چي مي خواي؟ منم فكر كردم هرچي بگم شايد يه ايرادي داشته باشه! گفتم هرچي شما بگي!!! ايشون فرمودند: معرفت بخواه! بعد ايشون ميگه من فكر كردم ديدم من كه ظرفيت معرفت رو ندارم، چيكار كنم؟ منو چه به معرفت، وقتي جنبه شو ندارم؟ نقل ميكنه تا اين تفكر از ذهنم گذشت، ايشون بدون اينكه از من چيزي شنيده باشه فرمود: ظرفيتش رو هم ازشون بخواه!
    حالا قصه مورچه است و اون ظرف آب، شماست و درياي معرفت! انشاءاللـه خدا به همه مون حال بده!!!
    همين! مال همه است!

    سلام
    خیلی خوش اومدید
    از مطلبتون هم استفاده کردیم
    موفق باشید
    الهی آن خواهم که هیچ نخواهم
    همین!

  18. فرزانه Says:

    سلام

    علیک سلام
    همین؟؟؟
    همین!

  19. At Says:

    به دلمان نشست..!
    دلم نه آب خواست . نه تشنه اش شد . نه مورچه .نه…

    دلم زیارت کریمه خواست !

    اگه دل دلش یه چیزی رو بخواد حکما دل دلش خواسته! انار که بشه خدا بهش میده! می چلوندش !!
    زیارت قبول !

    گات ایت؟!

    سلام
    حکما کافی است از دل برآمده باشد که بر دلتان نشسته
    معلوم می کند لازم نیست دلش آنچنان دل محکمی هم بوده باشد….
    چلاندنش را عشق است….
    همین!

  20. محمد Says:

    چون سر مرده ای روی
    فاتحه ای برو بخوان
    مشتری شدم.
    همین!

    سلام
    حکما هر روز برای خودمان باید هزران فاتحه بخوانیم پس….
    این مطاعی که تو داری فقط یک مشتری دارد….
    همین!


  21. یک نفس با دوست بودن همنفس
    آرزوی عاشقان این است و بس

    سلام علیکم.
    خیلی دست پایین گرفتین مخلوق خدای خوبم رو!!!!!!!!!!
    شاهکار خالق و این حرفا؟!

    سلام
    مرتبه ی خالق و امامش را پایین نگیریم
    بلاخره ترازو هستش دیگه
    هر چه اون طرف سنگین تر باشه این طرف بیشتر به ذره می آید
    همین!


  22. خنک آن قمار بازی……………….

    سلام
    باختم انچه بودم….
    آخ هوس
    همین!

  23. حاج جمال Says:

    سلام
    خوشحالم كه مي خونيم !
    علي مدد

    سلام
    ناراحتیم که نمی خونیم!!
    علی یارت
    موفق باشید
    همین!

  24. چيك Says:

    سلام
    جناب فيلسوف مي شه دست از سر كچل ما و وبلاگمون برداريد.

    سلام
    چشم
    دیگه سر نمی زنم
    همین!


  25. بسم الله
    سلام.
    خوب است تشنگی.خوب است سیراب نشدن. حداقل برای من که خوب است. چون تا تشنه نشوم سراغ آب نمیروم…

    نگاهمان میکند…خوب هم نگاهمان میکند…چشمانم رابسته ام که انکارم میکنم دیدنش را…وگرنه سنگینی نگاه او را بر تنم خوب حس میکنم. منم که نمی خواهم او را ببینم.
    و او میبیند.و او عطش را لبخند میزند.و با له له زدن من مستانه می خندد. شاید بیراه نیست اگر بگویم این خندیدنش آزارم میدهد.و بگویم از این لبخندهایش آتش میگیرم…اما او میخندد. ومن خوب میدانم این خنده از شادی است. و از محبت به من…و از عشق به من…هرچند این عشق مرا گریزان میکند گاهی از برای شرم و گاهی به خاطر خستگی…
    اما واقعا خوب است که نمیبینمتان آقا…
    و سیبی وجود ندارد که سرخ باشد!پس من نیز می نویسم مال هیچ کس نیست!
    یاعلی

    سلام
    هر چه از دوست رسد نیکوست
    اگر اراده به نگاه است نگاه
    اگر نه همان عطش و حتی طلب کاری
    آخر هر چه به ما می رسد از اوست…
    خندیدنش و آزارش و جای خالی سیب هایش را هم عشق است …
    همین! مال هیچکس نیست!


  26. سلام.
    راستی جا ماند این حرفها. یعنی جا نماند. جایش آنجا نبود.
    کاش خصوصی میشد نوشت.بی خیال آنچه دیگران می اندیشند از واژه خصوصی نگاشتن.من خصوصی نوشتن را بیشتر دوست دارم.
    برای همین به جای تمام حرفهایی که دوست داشتم بنویسم ، به جای تمام قلم هایی که بر حستان حاشیه می خواستم بزنم اما اینجا جایی برای خصوصی نگاشتن نبود ، می نویسم : …
    یاعلی

    سلام
    اتفاقا جدای آن چه دیگران می اندیشند ار واژه ی خصوصی نگاشتن ؛ این جا همه چیز خصوصی است مگر این که خلافش ثابت بشده
    یعنی این جا هر کامنت برای نمایش نیاز به تایید جناب ما (:دی) دارد!!
    کافیه زیر کامنتتون بنویسید خصوصی بماند مثل غالب کامنت های ما خصوصی می ماند
    اما بعید می دانم توی هزار تا کامنت خصوصی هم بشود چیزی به پر مغزی (….) پیدا کرد
    همین! مال هیچکس نیست!


  27. سلام و عرض ادب
    آنقدر زیبا نگاشته اید، که نفس واژه هایم برای نوشتن بند آمده است!
    من هوای رسیدن دارم اما، دریا که در دل کوچکم جا نمی شود، به هوای جرعه ای آمده ام.

    من از بی او بودن و بی او رفتن می ترسم. از غرق شدن در دریای او هم می ترسم. چه کنم؟!!

    البت خدا هم مثل شما دریا را بر سرمان آوار نمی کند! هوای مورچگی مان را دارد! فرصتمان می دهد، خود برویم و قدر عطشمان، عطر حضور بنوشیم.

    برقرار باشید.

    سلام
    بلاخره باید بین خدا و ان همه کرم و من مور و هیچ توفیری باشد!!! نباید؟!!
    این ترس و غرق شدن و بند آمدن نفس واژه و کوچکی دل و همه ی این ها هم رسیده ی دست اوست
    پس نیکوست…
    همین! مال هیچکس نیست!

  28. شمس Says:

    سلام علیکم
    1- نگاه خوبی بود. اما به قیمت خون مورچه ای عطشان تمام شد.
    2- چرا نجاتش ندادین؟ حالا آب دادن پیشکش.
    3- فرموده بودین برای پیام خوب گذاشتن سر ذوق نیستین. کامنت مهم نیست (کی داده کی گرفته)برای باقی زندگی سر ذوق باشید ان شالله. گرچه ما خودمان در این توصیه عامل نیستیم.
    4- متنی که خواندید مربوط به منافقین جلی نیست برادر.منافق اغلب وقت ها خیلی هم ظاهر موجهی دارد.

    سلام
    یکی دوتا دیگر از دوستانم هم همین رو گفتند
    البته اون مورچه نمرد
    مورچه ها خوب شنا بلدند و توی آبریز آب سرد کن می تونند خودشون رو نجات بدند والا من و مورچه کشی؟؟؟
    ناجی فقط خداست …. ما چه کاره ایم؟؟؟
    نه من همون اول فقط فکر کردم اونم از بس این چند وقت از این به قول شما منافقین جلی خونده بودم
    خدا رو شکر که به نامی شایسته ( منافق جلی) خواندیدشان
    موفق باشید
    همین!

  29. pardal Says:

    يا حق
    1.سلام
    2.اولش دلم برا مورچهه سوخت بعدش يادم افتاد که نه خوب اوني که با دم شير بازي مي کنه حتما موشه ! (به عبارةٍ ساده تر حتماً شنا بلده ديگه که دور و بر آبسرد کن مي پلکه )
    3. اينو توجه کنيد که عطشم ظرفيت مي خواد ، که همه ندارن !
    4. جمعه ها رفتن و آن جمعه نيامد …
    5. تاحق
    6. امضا : پردال

    سلام
    ظرفیت هم ظرفیت می خواد
    اون ها همه چیز رو به ما دادند
    سلمان و ابوذر و مالک شدن رو به ما دادن
    ما خودمان سوفیانی شدیم….
    همین!


  30. عرض ادب
    میلاد حضرت علی اکبر و میلاد آقا صاحب الزمان رو یکجا تبریک میگم.
    بنده هم سعی می کنم درست عمل کنم. همونجور که سرورم دستور داده.
    حرفای انتقادی ما هم در حد یه تلنگره.
    رفقا باید فکر کنن و تصمیم بگیرن.

    شاد باشید.

    عرض سلام
    بر شما و همه ی دوستان هم مبارک باشه
    سعیکم مشکوراا
    تلنگر چیز خوبیه به شرطی که یکی به خودمون بزنیم و ده تا به مردم
    خدا ما رو از جرگه ی عاقلان و مصممان راهش قرار دهد
    همین!

  31. قلم نی Says:

    با سلام
    مطلب خیلی قشنگی بود. مخصوصا ماجرای مورچه و ربط دادن به خودتون.
    یعنی قشنگ نکته برداری کردید.
    در ضمن یادمون باشه که ما هرچقدر هم ظرفیتمون کم باشه باز هم لطف ها کم نمیشه و تازه، این ظرفیت هم قابل افزایشه!
    این عطش هم که عالیه برای افزایش ظرفیت!
    خدا رو شکر کنید که عطش رو دارید. ما رو هم دعا کنید که عطش بگیریم…
    یا علی

    سلام
    ما نکته برداری نکردیم
    همه چیز واقعی بود
    مسببش خوب ربوبیت کرد
    یا رب
    اتفاقا در همون اردو حالیمان کردند که گاهی حتی اگر نخواهیم هم چیز به خوردمان می دهند
    اصلا هم نگاه لیاقتمان نمی کنند
    با خودم لحظه ی بازگشت می گفتم
    برای چه آمدی و چه نصیبت شد؟!!!
    با کریمان است دیگر….!!!
    همین!

  32. صوفي Says:

    سلام

    كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ

    كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم …

    اگر فرض بگيريم كه ما كوچيكيم ، عطشمون هم كوچيكه و زود سيراب ميشه . شايد بهتر باشه به جاي لب دريا به يه آب باريكه قناعت كنيم …

    سلام
    و حقیقتا اندازه ی ما نیست که به کنه ذات این آب پی ببریم
    اهل بیت خودشان را به قائده ی فهم ما کوچک کردند تا مگر در طول تاریخ انگشت شماری مالک و سلمان و ابوذر جرعه ای بتواند از ایشان بنوشد….
    والا …. وما ادرئک ما لیله القدر؟!!
    همین!

  33. صوفي Says:

    همين ؟ مال هيچ كس نيست ؟!

    * * *

    همين ! » براي هيچ كس » است !!!

    سلام
    اي هيچ براي هيچ بر هيچ مپيچ
    همین! مال هیچکس نیست!

  34. رضوان Says:

    نگو که چاره ی دوری به جز مدارا نیست!
    .
    این خیلی فوق العاده بود. یاد نوشته های امین مجد افتادم…
    آخ… که چقدر دلم تنگه برای اون وبلاگ.

    سلام

    نگفتن و مدارایت را عشق است
    خب فصل فصل هندوانه هست و گذاردن هندوانه های به این بزرگی زیر بغل ما تازه به دوران رسیده ها کار دور از عقلی نمی آید
    ممنون از دلداریتون
    اما حرمت اساتید را رعایت کنید
    آقای مجد بزرگ ما هستند
    ما هم دلمون براشون تنگ شده
    حتما اگه اینو بخونه می گه «دلتنگیت رو عشقه»
    همین!

  35. mazbooh Says:

    سلام
    واقعاً دردم گرفت وقتی نتونستی برای نجات اون مورچه کاری بکنی. حالا می خواهم ازت یک سوال بکنم جواب طلب عطش مورچه را کی میدهد؟
    همین!مال مورچه

    سلام
    جواب همه را فقط یکی می ده
    اون هم خدا
    از جایی که خدا نگاه می کنه فرقی بین ما و مور نیست
    یادت که نرفته
    با کریمان ….
    همین!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: