فاعل

2011/03/07

سلام

به خودش فحش بده!
می‌گویی مادرش او را تربیت کرده.
خواهی گفت پدرش به او نان و آب داده.
و می‌دانی که ممکن است عمه‌اش را خیلی دوست بدارد حتی!
با همه‌ی این‌ها باز می‌گویم وقتی می‌خواهی؛ فقط به خودش فحش بده!

این‌ها را می‌گویم چون می‌دانم لذتی در فحش دادن هست که در انتقام نیست!
این را فقط یادت نرود،
هر کاری یک فاعل دارد!
یکی و نه حتی دوتا…

نشنیده ای
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى؟ [اسراء ۱۵]
خدا هم همین کار را می‌کند.

اما خودم!
خودم که این روزها خیلی بد شده‌ام؛
به خودم می‌گویم!
کار خدا را به انسان نسبت نده!
کار انسان را به خدا نسبت نده!

و هیچ‌وقت فراموش نکن؛
مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ [نساء ۷۹]

هر کاری فاعلی دارد؛
به دیگران فحش نده!
خودش را فحش بده!
خودت را…

فاعل در نم نمک +

همین! مال هیچکس نیست!

خیانت

2010/12/04

سلام

حرف حق همیشه تلخ نیست،
می‌شود که گاهی وقت‌ها داغ هم باشد.

داغ و البته تلخ،
از مثال لوس قهوه خوشم نمی‌آید،
مثل چایی‌های سنگین و جوشیده‌ی خودمان!

داغی را گفتم برای این حکایت تلخ!
می‌گفت می‌شود یکبار دزدی کرد،
می‌شود یکبار مشروب خورد،
و می‌شود حتی یکبار قتل کرد…

اما خیانت،
خیانت چیزی نیست که بشود یک بار مرتکبش شد.

همین کافیست که یک بار آلوده‌ی خیانت شوی،
تا حقاً خیانتکار خطابت کنند…

عدد خیانت‌های یک فرد،
هرگز یکی نمی‌ماند… +

همین! مال هیچکس نیست!

سلام

از چندی قبل که زمزمه‌ی سفر شما به شهر مقدس قم شروع شد؛
با تصور حضرتعالی در دیدار با برخی آقایان،
مهمی ذهن مرا به خود مشغول کرده!

حالا دیگر این روزها،
حرف‌هایم گل کرده و این شد که در شلوغیِ برنامه‌ی سفرتان،
وقتی که درگیر سفر هستید و مشغول دید و بازدید با علمای دین!
اینطور مصدع می‌شوم!

درگیر یک سال قبل از واقعه‌ی عاشورا هستم!
امام علیه السلام فراخوان زدند!
قریب به نهصد نفر از بزرگان دین را؛
دویست نفرشان از اصحاب خاص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند.
از سرزمین مکه!
امام علیه السلام،
انگار برای همیشه با علمای دین صحبت می‌کنند!

تا کی مردم بخاطر اسلام به شما احترام بگذارند؟
شما کی می‌خواهید به داد اسلام برسید؟
با احبار و رهبان چه فرق می‌کنید،
شما هم اگر کنار توده‌های مردم نایستید و تا جبرانِ تمام ستم‌ها نهی از منکر نکنید؟

خواستم بگویم آقای من!
این بیست و چهار میلیون نفری که به آن بنده‌ی خدا رای دادند،
بلآخره مردم و توده‌های محروم بودند یا نه؟
بلآخره حقی از آن‌ها تضییع شد یا نه؟
بلآخره مخالفینشان مرتکب ضد ارزش و بی‌عدالتی شدند یا نه؟

خواستم بگویم؛
این سروش، کدیور، مخملباف، بازرگان، نوری‌زاد، خلجی
-و متاسفانه با اینکه اصراری به دفع ندارم ولی چاره چیست که در این لیست
با آن نامه‌ی دعوت به حکمیت باید نام محسن رضایی
و با آن نامه‌ی بدون بسم‌الله نام هاشمی رفسنجانی را هم اضافه کنم-
که خواسته یا ناخواسته،
در بازی تقدس زدائی از مقام ولایت،
نامه نگاشتند؛
و آخر هم وقاحت را به آنجا رساندند که بازی عمومی طراحی کردند،
با عنوان “نامه‌ای به آقای خامنه‌ای”
بلآخره ایشان مرتکب منکر شدند یا نه؟

خواستم بپرسم،
از سکوت و حداکثر کلی‌گویی آقایان،
و اینکه مسخ مقام عالمی در دین چیست؟
و اینکه چه می‌شود که یک دین الهی
-ولو اینکه اسلام باشد-
اول مسخ و بعد نسخ می‌شود؟!؟

خواستم ببینم،
اگر سایه‌ی شما بر سر ما نبود؛
این علما تنها با به خیابان ریختن در عزای اهل بیت علیهم السلام می‌خواستند حفظ دین خدا کنند؟

خواستم خودشان بگویند؛
اگر شما نبودید،
امروز مگر چیزی از اسلام محمدی باقی بود؟

خواستم بدانم؛
حالا که فتنه‌ی سال هشتاد هشت دیگر تمام شده!
اگر لطف و بزرگی شما نباشد؛
ندید گرفتن سنت احترام به علمای دین،
جایز نیست آیا؟

ما که بهر حال گوشمان بفرمان شماست!
خواستم بدانید؛
کوتاهی و بعضا بی‌ادبی برخی آقایان،
موجب نمی‌شود تا ما،
قدر مهربانی و بزرگی شما را ندانیم!

خواستم این‌ها را همه بهانه کنم،
بهانه تا نامه‌ای بنویسم مختوم به این جمله که
دوستتان دارم آقا!
خیلی زیاد…

همین! مال هیچکس نیست!

این مطلب در نم نمک اصلی

نم نمک

سلام

با تو هستم!
دوست سبز من!
این یک نوشته‌ی سیاسی نیست!

روزهای منتهی به آزادسازی خرمشهر؛
روزهای منتهی به ایام رحلت حضرت امام و قیام خونین پانزده خرداد؛
روزهای منتهی به شهادت سربازان دلیر اسلام بخارایی، امانی، صفارهرندی و نیک‌نژاد؛
روزهای منتهی به شهادت آیت‌الله سعیدی؛
روزهای منتهی به شهادت مصطفی و علی؛
همه و همه بهانه شده‌اند تا خرداد،
ماه ورق زدن دفتر فرهنگ جهاد و شهادت باشد.

و حالا یک سال است که خرداد،
مناسبتی دیگر را نیز،
در کنار دیگر اتفاقات مهمش جای داده!

مناسبتی که در عین مخملین بودنش،
استخوان‌های زیادی را در نرمای خود خرد و خاکشی؛
و با همه‌ی پر از نفاق بودنش،
اباطیل بسیاری را از جبهه‌ی حق تصفیه کرده…

حتما می‌دانی طبق قاعده‌ی منطقی،
از یک فرض غلط،
هر نتیجه‌ی غلطی می‌توان گرفت.
کافیست باور کنی که 5=2×2 است تا هزاران نتیجه‌ی غلط از آن گرفته شود…

و حتما می‌دانی با تمام منحرفین عالم از وهابی‌ها و طالبان تا صهیونیست‌ها در این یک نکته مشترک هستی!

وهابی‌ها یک فرض غلط دارند و آن اینکه پیروان سایر مذاهب را به خاطر برخی اعمال، مشرک می‌دانند.
نتیجه‌اش بعد از آن همه فتوای عجیب و غریب، جواز و بلکه وجوب کشتار سایر مسلمین و به راه انداختن موجی از ترور و خونریزی در عالم و از همه بدتر تخریب چهره‌ی نورانی اسلام در جهان بوده است.

صهیونیست‌ها نیز با علم کردن خرافه‌ای به نام ارض موعود و هولوکاست، امروز مشغول بدترین وحشی‌گری‌ها و دردندگی‌های عالم هستند.

حالا ببین که چرا رهبر انقلابمان گناه بزرگ را ادعای واهی تقلب در انتخابات نامید؟!

ببین که با فرض پوچ تقلب در انتخابات که چیزی جز مکر اطرافیان نبود، چه بر سر خود و دیگران آورده‌ای!
آیا خشم انقلابی و مقدس مردم سراسر ایران در اعتراض به جسارت‌های روز عاشورای فتنه و اشک و خلق حماسه‌ی 9دی،
مهر باطل بر این تصور پوچ نزد؟
آیا زمان آن نرسیده که چشمانت را باز کنی و ببینی در کدامین جبهه قرار گرفته‌ای؟
چه کرده‌اید که رنگ به رنگ دشمنان انقلاب و ملت شریف ایران، از صدر تا ذیل زیر علم سبز شما جمع شده‌اند و شما را بهترین محمل برای رسیدن به اهداف پلید خود یافته‌اند؟
چرا مواضعتان با حرف‌های آمریکا و اسرائیل جنایتکار یکی شده است؟
حمایت‌های مطلق استکبار، از حکومت‌های ننگین پهلوی و رژیم صدام را فراموش کرده‌ای؟
توطئه‌های رنگارنگ ایشان از تحریم اقتصادی تا کودتا و جنگ تحمیلی علیه ملت ایران را به یاد نمی‌آوری؟
چرا سرنوشت خود را به فتنه‌ای گره می‌زنی که می‌دانی در مقابل ایستادگی و استقامت ملت شهیدپرور ایران محکوم به شکست است؟
فکر می‌کنید با ادامه‌ی این راه، سرنوشتی بهتر از بنی‌صدرها و رجوی‌ها خواهید داشت؟
غیر از لعنت خدا برای خود چه چیزی کسب خواهی کرد؟

بیا و قدری از حباب اطرافیان خود خارج شو؛
در خلوت خود فکر کن و واقعا از خدای متعال هدایت بخواه.
یک سال زمان کمی نیست برای دوری از خدا.
باور کن که یک سال است دل خدادوستان از دوری‌ات غمگین است.
حرّ وار به سویش برگرد؛
من مطمئنم نجاتت می‌دهد…

به بهانه‌ی حماسه‌ی حضور و حرف‌هایی که در یک بیانیه نمی‌گنجد…

همین! مال هیچکس نیست!