بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی

بیشتر در وبلاگ آذرباد

Advertisements

سلام

با خبر شدیم اوضاع آن‌قدرها بد نبوده!
ما مار -شما بخوانید خاتمی- گَزیدگانی هستیم که از ریسمانِ سیاه و سفیدِ محمود احمدی‌نژاد ترسیدیم!
او آنقدرها که این روزها می‌گفتند، بد و بی‌ولایت نیست
و حتی هنوز هم بسیار قابل اعتماد است…
شاید!!

اما من فکر می‌کنم این‌روزها هر چه نبود یک کشیده‌ی محکم بود،
برای بیدار شدن از خوابِ چیدنِ تمامِ تخم‌مرغ‌های نظام،
در سبدِ یک نفر!

طولِ این شش سال،
البته کم ریزش نداشتیم!
خیلی‌ها از همان ابتدا دولت را احمدی‌نژاد انگاشتند و برای انتقام از او به جان همه‌ی دولت و چه بسا نظام افتادند؛
وزرای ملت را گَزیدند و نادیده گرفتند دولت،
چه آن‌وقت که رهبری تمجید و حمایت می‌کند
و چه در موضع نقد که قرار یگیرد،
احمدی‌نژاد نیست
و خیلی‌های دیگر هم در “دولت شدنِ این دولت” نقش ایفا کرده‌اند.
خیلی‌ها درونِ این دولتند و ممکن است،
با یکدیگر و با رئیسِ دولت هم بعنوان یک عضوِ دولت،
اختلافاتی داشته باشند،
اما بواسطه‌ی رای نمایندگان ملت استقلال دارند.
استقلالی که نه رئیس دولت و نه ما
فراموشش نمی‌کنیم!
شاید!!

خیلی‌ها در روزگار فتنه،
با مواضع ناجور
و حتی با سکوت،
تجدید شدند!
خیلی‌ها مواضعِ رهبری را برنتافتند و مردود شدند…

اما “خیلی” را هم ما
فقط به خاطر احمدی‌نژاد
کنار گذاشته‌ایم!
رقابتِ با او،
رفاقتِ با رقبای او،
رفاقت نکردن با برخی رفقای او
و…
دلائلِ محکمی برای حذفِ این “خیلی” نبود!

فکر می‌کنم این‌روزها
وظیفه داریم از تمامِ آن “خیلی” که،
تنها دلیلِ انزوا و کم‌کاریشان،
دوست‌نداشتنِ احمدی‌نژاد بوده
دلجویی کنیم!

چه این‌روزها فهمیدیم،
چیزی که زیاد داریم دشمن است،
حقا نیازی به دشمن‌تراشی،
آن‌هم سرِ بهانه‌هایی به قد و قواره‌ی احمدی‌نژاد
نداریم!

برخی نوشته های این پایگاه در دفاع از محمود احمدی نژاد
کفش برای چه کسی؟
توهین به احمدی نژاد، این بار در اجلاس ژنو
اخراجی ها در ستاد احمدی نژاد
با دوربین
چرا به احمدی نژاد رای میدهم؟
نتیجه ی مناظره: میرحسین صفر، احمدی نژاد صد!
احمدی نژاد در گفتگوی ویژه ی خبری
اولین و آخرین مناظره ی انتخاباتی
نود سیاسی
نتیجه ی انتخابات
رای روستاهای ایران
احمدی نژاد در اصفهان

همین! مال هیچکس نیست!

این راستگو

2011/05/02

سلام

صرفا از بابِ “اگر مقاماتِ عارفان را درک نمیکنی، انکار نکن
‌‌نصیحتِ حضرتِ روح‌الله به پسرش سید احمد خمینی رحمت‌الله‌علیهما.

پرده‌ی اول:
آورده‌اند که هر گبری به پیری…
او که تا یاد داشته‌ایم زنی بوده پرهیزکار.
نه چون پاره‌هایِ تنِ مادرانِ ما؛
گران‌قدر بوده‌اند پاره‌هایِ تن‌ش،
مجید و مهدی زین‌الدین!
تقدیمِ اسلام‌شان کرد.


پرده‌ی دوم:
برای اولین بار مراد ما حفظه الله،
نمایندگیِ خودش را
و امامتِ جمعه
بانضمامِ کلی مسئولیتِ حکومتیِ دیگر،
به کسی سپرد!
تحققِ آرمانی از آرمان‌هایِ حکومتِ اسلامی…
کَم کَمک حاشیه‌ی درسِ حکومتِ اسلامی،
آرزو می‌کردم استانداری قم را هم به او بسپارند؛
برای من شریف
و صد البته منفورِ دشمنانِ انقلاب است.

پرده‌ی سوم:
انتشارِ فیلمی که به شهادت آگاهان
و با توجه به تقدمش بر وفاتِ پدرِ شهیدان زین‌الدین مورخِ سال هشتاد و نه خورشیدی،
از تاریخِ ضبطِ آن قریب به دو سال می‌گذرد،
نگهداری چند ساله‌ی یک فیلم،
گواهِ کینه‌ای عمیق…

کینه‌توزانی این‌چنین را،
اگر در حالِ انکارِ اتفاقِ نه چندان بینظیرِ “یا علی گفتنِ نوزادی وقت تولد” مشاهده کردید،
از قولِ من پیغام دهید:
تا کور شود هر آنکه نتواند دید!
ننگ بر پروژه‌ی تخریب‌تان که اصلِ حکمتِ برپاییِ خصوصیِ خیلی جلساتِ ما، کوریِ دلِ شماست و بس!

پرده‌ی آخِر:
و آن‌گاه که ارجاع داد سوال‌کنندگان را به قنداقه‌ی مبارکِ مسیح،
عده‌ای شروع به تمسخر کردند،
بانویِ پاک‌دامن و راست‌گو را!

همین! مال هیچکس نیست!

قرص نهم

2011/05/02

سلام

سخت‌ترین قسمتش همان برنامه‌ریزی داشتن است.

از همین حالا باید تصمیم بگیری که نیم ساعت دیگر خواب باشی.
یک دانه قرص بخوری و با اهلِ خانه خداحافظی کنی.
به رختخواب بروی و مثل همیشه در بین و بینِ بافتنِ ناقصِ رشته‌هایِ فکر، خواب تو را ببرد.
و همیشه خوابی که قرص بیاورد او را نمی‌آورد که این هم می‌تواند قسمتی سخت از ماجرا باشد.
ماجرای این روزها که این‌طور شروع می‌شود و پایانش آغاز صبح است با کپسولی که تا امروز فکر می‌کردی نباید با شکم خالی خورده شود!
نیم ساعت قبل از صبحانه…

برای شش تای دیگر هم مجبور می‌شوی خط‌کش برداری و تمام روزت را خط‌کشی کنی.
شاید گاهی هم زندگی در میان خط‌کشی‌های خوردنِ هشت قرص!
هشت قرص و خورده‌ای از تجویزهای گونه‌گون پزشک‌های شهر،
تمام‌شان با لیوان‌هایِ تهوع‌آورِ آب‌هایِ یخچال‌ندیده!

سخت‌ترین قسمتش همان برنامه‌ریزی داشتن است.
وبلاگ‌نویسی کجای برنامه‌ی هم‌چه روزی جای دارد؟!؟

همین! مال هیچکس نیست!

فاعل

2011/03/07

سلام

به خودش فحش بده!
می‌گویی مادرش او را تربیت کرده.
خواهی گفت پدرش به او نان و آب داده.
و می‌دانی که ممکن است عمه‌اش را خیلی دوست بدارد حتی!
با همه‌ی این‌ها باز می‌گویم وقتی می‌خواهی؛ فقط به خودش فحش بده!

این‌ها را می‌گویم چون می‌دانم لذتی در فحش دادن هست که در انتقام نیست!
این را فقط یادت نرود،
هر کاری یک فاعل دارد!
یکی و نه حتی دوتا…

نشنیده ای
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى؟ [اسراء ۱۵]
خدا هم همین کار را می‌کند.

اما خودم!
خودم که این روزها خیلی بد شده‌ام؛
به خودم می‌گویم!
کار خدا را به انسان نسبت نده!
کار انسان را به خدا نسبت نده!

و هیچ‌وقت فراموش نکن؛
مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ [نساء ۷۹]

هر کاری فاعلی دارد؛
به دیگران فحش نده!
خودش را فحش بده!
خودت را…

فاعل در نم نمک +

همین! مال هیچکس نیست!

خیانت

2010/12/04

سلام

حرف حق همیشه تلخ نیست،
می‌شود که گاهی وقت‌ها داغ هم باشد.

داغ و البته تلخ،
از مثال لوس قهوه خوشم نمی‌آید،
مثل چایی‌های سنگین و جوشیده‌ی خودمان!

داغی را گفتم برای این حکایت تلخ!
می‌گفت می‌شود یکبار دزدی کرد،
می‌شود یکبار مشروب خورد،
و می‌شود حتی یکبار قتل کرد…

اما خیانت،
خیانت چیزی نیست که بشود یک بار مرتکبش شد.

همین کافیست که یک بار آلوده‌ی خیانت شوی،
تا حقاً خیانتکار خطابت کنند…

عدد خیانت‌های یک فرد،
هرگز یکی نمی‌ماند… +

همین! مال هیچکس نیست!

سلام

با خودم کلنجار می‌روم،
بر سر ادامه‌ی استفاده‌ام از این تلفن لعنتی همراه!

برای من که همیشه در جمع دوستان،
برنده‌ی بازیِ رانندگی بدون دست بوده‌ام.
برای من که حتی وقت موتور سواری،
همه‌اش نگاهم به جاده است،
شاید چند متری بتوانم دستم را از فرمان کَنده و توی جیبم فرو کنم.
برای من که دستم زود عرق می‌کند
و هیچ طاقت ندارم چیزی را توی دستم،
ولو برای چند دقیقه نگاه دارم.

برای من این روزها معما شده است،
دلبستگی مشکوک دست‌هایم به این تلفن لعنتی همراه!
دلبستگی نوجوانانه‌ای که نه شب و روز می‌شناسد،
نه قوانین رانندگی
و نه حتی احترام به کلاس درس و حق و حریم خانواده!

معما شده است،
هیجانم از خواندن پیامک‌هایی که شاید هزار تا، یکی‌اش را هم قرار نیست جواب دهم.
معما شده است،
این بعدِ هر پیامکی،
مدام تار شدن صفحه‌ی تلفنم.
صفحه‌ای که شاید قرار بود با رنگی شدن اخیرش، واضح‌تر باشد و چشمم را کمتر زخم کند!
معما شده است که اصلا اولین بار چه کسی جای صدای زنگ را با این لرزش خفیف موقع تماس عوض کرد؟

شرط می‌بندم مخترع این لرزش خفیف،
حال این روزهای مرا،
از همان وقت ایده‌پردازی قبل از اختراعش دیده!
شرط می‌بندم اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که مثل من،
تلفنتان مدام روی حالت سکوت و لرزاننده است،
تصدیق می کنید که به تلفن هاتان دلبسته‌تر از کسانی هستید که همیشه سر و صدای تلفنشان برقرار است.
شرط می‌بندم که شما هم مثل من،
همه‌اش فکر می‌کنید اصلا تلفنی که دایم جیغ و فریاد کند چه دوست داشتنی دارد؟
تلفنی که همه بدانند کِی زنگ می‌زند که دوست داشتن ندارد!
نه که فکر کنی فقط در خواندن پیامک‌هایت نباید کسی شریک باشد؛
کلا چه معنی می‌دهد کسی غیر از تو بداند که اصلا برایت پیامک رسیده یا نه؟
شرط می‌بندم این روزها،
تو هم مثل من نگرانی!

این روزها نگرانم؛
نگران تماس‌های فیزیکی‌ام،
با تکنولوژی پیرامون!
چه می‌دانم خواهی-نخواهی،
این تماس‌های فیزیکی،
علاقه می‌آورد،
تعلق می‌سازد!

با خودم کلنجار می‌روم…

همین! مال هیچکس نیست!

همین مطلب در نم نمک دات آی آر +