حس پنهان

2008/06/29

سلام
سينما رفتيم . با اعصاب داغون
اصلا اينقدر داغون بودم كه مي خواستم به همه چيز گير بدم . با يه نگاه نقادانه و بي رحم شروع كردم به تماشا …
اما نگاه اول بهرام همه چيز رو خراب كرد …
null
شايد رسم شده كه همه خودشون را جاي شخصيت مثبت و اصلي فيلم بگذارند .
اما من بهرام نبودم .اصلا بيخيال كه بهرام كه بود و با من چه نسبتي داشت
بي خيال از هر چه نگاه نقادانه و حرف و حديثه
همه اش تاثير بود . سرعت ، نگاه ، دقت ، همه و همه چيزش
فيلم خوش ساختي بود خصوصا كه رد پاي مشاوره هاي ابراهيم حاتمي كيا توي فيلم مشهود بود.
بازي فروتن بعد از مدت ها دوباره به دلم نشست .
ضيغمي هم خيلي پيشرفت كرده .
اما حامد بهداد فوق العاده بود .
از شهيد آويني جايي به اين مضمون خواندم كه از ميان تشكيل دهنده هاي فيلم ؛ همه را عقل در تاثيرش موثر است الا موسيقي فيلم كه بدون دخالت عقل بر جان مخاطب مي نشيند . جا دارد از آقاي محمد رضا عليقلي هم تشكر كنم .
اين فيلم اولين كارگرداني آقاي رزاق كريمي هست و براي اولين بار هم به طور رقابتي در جشنواره فجر شركت كرده .
بايد بگم كه اين فيلم يك جايزه هم در يك جشنواره ي ژاپني ( جشنواره اي غير رقابتي ) داره . جشنواره اي با عنوان nhk
خلاصه اين كه از دوستان دعوت مي كنم حتما اين فيلم را ببينند.
بهرام ( بريده بريده) : شما تا حالا عاشق شديد ؟
سيمين ( انگار ضربه اي خورده باشد ) : ما در مورد شما حرف مي زنيم !
بهرام ( با حسرتي كه خوب مي فهممش ) : خوب نگاهش كن . خوب نگاهش كن .

خوب نديدمت …
هر بار اضطراب نگذاشت كه خوب چشم هاي زيبايت را ببينم
دوستت ندارم هايت را هم دوست دارم
همين! مال هيچكس نيست!

سلام

مي گفت بعضي رفتار و حالات حصوليه يعني يك كاري كردي كه اين رفتار و حالات ازت سر زده .
همان شخص مي گفت بعضي رفتارها و حالات تحصيليه يعني بايد اين حالات و رفتار ازت سر بزنه تا يك كاري انجام بشه .

نمي دانم از كدام دسته است داستان «نوشتن» و «نگاه و توجه»

نمي دانم بايد بنويسم تا نگاهمان كنند ، يا بايد نگاهمان كنند تا بنويسم

احساس مي كنم كسي دارد آه مي كشد از نوشتن هاي من

… نمي توانم ادامه بدهم.
بگذاريد و بگذريم .

هر كار خوبي براي آدم توفيق كار خوب ديگري مي شود
يعني آدمي كار خوب نمي كند ، تا اين كه توفيقش را داشته باشد
توفيق هم كه به آدم همين طوري تا كار خوبي نكرده باشد نمي دهند .
بلآخره اول آدم بايد كار خوب داشته باشد يا توفيق ؟؟؟

خيلي وقته فكرم مشغول اين شده كه شروع بايد از كدام باشد «توفيق بي عمل يا عمل بي توفيق»

عمل بي توفيق وسع نيست و توفيق بي عمل عدل
عجب كشاكشي است .
سرگيجه مي گيريم…

همين! مال هيچكس نيست!

سلام

نوشته بود : ما در این گردی ثابت شده ، کجا می خواهیم برویم که خیال کنیم به جای جدیدی رسیده ایم ؟ ‌پایان تمام راه ها ، درست همین جاست !

برايش نوشتم : حالا که «شدن» ما راهی جز این «بودن» لعنتی را نمی پاید . برای چه به دنبال «شدن» هر روز صبح گیج گیجی سر را تا پای دستشویی تحمل کنم؟!
از گيج خوردن بعد از خواب هايم متنفرم آنقدر كه اصلا گاهي به همين دليل نمي خوابم . خصوصا وقتي كه يك شكم سير نخوابيده اي و اضطراب امتحان وادارت مي كند ميان خواب ليلي و مجنون بيدار شوي و وضو گرفته و نگرفته پاي كتاب هاي مزخرف درسي ات بنشيني .
خوب شد اين تهوع هاي اين چند روزه مرا از درس خواندن و امتحان دادن چند صباحي راحت كرد . بوي گند بيمارستان و صداي دلخراش گريه ي بچه هايي كه از سوراخ شدن فرياد مي زنند ؛ اگر چه تحملش هميشه برايم زجر آور بوده اما به فرار از اين سرگيجه ها مي ارزد . دكتر لطف كرده و برايم داروهايي نوشته كه هر كدامش به قاعده ي يك نخود زهر ماري خوابت مي اندازد . چه فايده ! باز هم بعد از 12 ساعت خواب روي تخت بيمارستان ، به وقت خداحافظي از پرستاران مه رو سرگيجه ها به سراغت مي‌آيند و چشمانت را به چپ و راست گشادي پلك هايت مي كوبند .
فايده ندارد ! اين بار ديگر از ترس سرگيجه ها خواب را بر خودم حرام نمي كنم
اين بار مي خواهم بخوابم و هر گز بيدار نشوم .
خصوصا كه حالا قرار است «شدن»ي مرا نباشد.

همين! مال هيچكس نيست!

سلام

نمی خواهم اشکالاتی که در عزاداری هایمان هست را ندید بگیرم .
نمی خواهم بگویم امروز هر چه مداحی به گوشمان می خورد از شنیدن موسیقی های مبتذل غربی بهتر است .
اما با همه ی ضعفی که در عزاداری داریم باز هم به عزاداری محتاجیم .
به مادر خطاب کردنت محتاجیم .
به نشستن در مراسمت و حتی فکر کردن به غم و غصه هایمان و اشک ریختن نه برای تو که برای غصه های دل خودمان ، محتاجیم .
اصلا این ها نمک اعتقاد و زندگی ماست …

منقول است از شهید مطهری رضوان الله علیه :
هر مكتبى اگر چاشنيى از عاطفه نداشته باشد و صرفا مكتب و فلسفه و فكر باشد،آنقدرها در روحها نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد،ولى اگر يك مكتب چاشنيى از عاطفه داشته باشد،اين عاطفه به آن حرارت مى‏دهد.معنا و فلسفه يك مكتب،آن مكتب را روشن مى‏كند،به آن مكتب منطق مى‏دهد،آن مكتب را منطقى مى‏كند.بدون شك مكتب امام حسين منطق و فلسفه دارد،درس است و بايد آموخت اما اگر ما دائما اين مكتب را صرفا به صورت يك مكتب فكرى بازگو كنيم حرارت و جوشش گرفته مى‏شود و اساسا كهنه مى‏گردد.

اين،بسيار نظر بزرگ و عميقانه‏اى بوده است،يك دورانديشى فوق العاده عجيب و معصومانه‏اى بوده است كه گفته‏اند براى هميشه اين چاشنى را از دست ندهيد،چاشنى عاطفه،ذكر مصيبت‏حسين بن على عليه السلام يا امير المؤمنين يا امام حسن يا ائمه ديگر و يا حضرت زهرا(سلام الله عليها).اين چاشنى عاطفه را ما حفظ و نگهدارى كنيم.

یک هدیه هم با عنوان اسرار نام های حضرت زهرا سلام الله علیها در این ایام به قسمت غریب مقالات وبلاگم اضافه می کنم امید است مورد توجه و استفاده واقع گردد. 

همین! مال هیچکس نیست!

سلام

بسیار لذت بردم از این تشبیه آقا

دلم نیامد برای تاکید بیشتر این جا ننویسمش

تشبیه انقلابی بودن در نظر مقام معظم رهبری با روزه داری ….
خیلی جای فکر دارد . توجه به مبطلات روزه داری و مبطلات انقلابی بودن …
اشاره به شخصی که یک ساعت قبل از اذان مغرب روزه اش را باز می کند و گویی اصلا روزه نداشته است …
اشاره به کسانی که در فصول مختلف چه فصل سختی و چه فصل راحتی انقلاب را ترک گفته اند و مواضعشان را تغییر داده اند .
کسانی که در سختی ها و شکنجه های ساواک روح انقلابی خود را حفظ کردند و تا پست و منصبی متوجهشان شد همه چیز را فراموش کردند
و کسانی که تا مملکت به مشکلی می خورد با قلم مریضشان ، با منبرهای آلوده شان ، با تمسخر و هر ستیز دیگری بلند می شوند تا گویی انتقام تمام نداشته هایشان را از دیگری بگیرند .
گویی تنها هدف برخی از حضور در عرصه ی سیاسی به چنگال کشیدن صورت رقیبان و رفیقان است .
گویا اصلا نیاز به شاهد مثال نیست و مثل روز روشن است …
چرا روزه ی خود را باطل می کنید؟!
آیا فروختن فرهنگ ناب مکتب خمینی کبیر به این بازی های جناحی و نه حتی سیاسی ، کار درستی است ؟
به خدا وظیفه ای که امروز متوجه انقلابیون است به مراتب از وظیفه ی انقلاب کنندگان سنگین تر است .
درست نگاه داشتن یک انقلاب به مراتب از انقلاب کردن کاری دشوار تر است …
ان شاء الله فرهنگ خمینی کبیر هر چه بیشتر در میان ما و در رفتار ما شهود کند .
امروز واقعا نکات زیبایی از مقام معظم رهبری شنیدیم
واقعا برای چه استاد امام شناسیی بهتر از مقام معظم رهبری؟؟

ساکن خم خانه را مقصد می است
عاشقان را شور و حالت از نی است

زین خمینی مقصد ما شد که او
هم خم است و هم می است و هم نی است

پ . ن :خداييش چند نفر از وقتي اين مقالات را پايين لينك ها اضافه كردم يكي از اين مقالات را خوانده ؟؟

همين! مال هيچ كس نيست!

مرگ!

2008/06/01

سلام

چند روزی هست که با سیستم مادرم آنلاین می شوم . خوب طبیعی است ( البته نه آنقدر هم طبیعی ) که مثل هر فرزندی نخواهم خیلی چیز ها بر روی سیستمش باقی بماند . یا اصلا بهتر بگویم دوست ندارم بفهمد با سیستمش کار کرده ام . خصوصا که بفهمد اینتر نت هم رفته ام . ( آخر من 4 سالی هست که ممنوع النت هستم ) {چشمک}
دیروز وقت کار کردن در یک لحظه به شکل برق آسایی برق رفت . چند دقیقه بدون هیچ عکس العملی پای سیستم نشستم و فکر کردم که چه کار هایی کرده ام . نکند چیزی که نمی خواهم روی سیستم سیو مانده باشد و این فکر ها … اما فکر چه فایده داشت ؟ زمان تمام شده بوده و الآن بود که مادر بیاید و دیگر وقتی برای پاک کردن رد پایم نماند .
می گفت در یک لحظه ملکی که موظف به آوردن آب و دان است برایت می آید و می گوید تمام دریاها و زمین و آسمان را گشتم آب و دانی برای استفاده ی تو نمانده .
در یک لحظه ملکی که موظف است برای تنفست هوا بیاورد می آید و می گوید تمام آسمان ها را زیر رو کردم حتی یک نفس هم دیگر مال تو نبود که بیاورم .
خدا هم آرام مثل بچه ای که مادرش می خواهد از ذوق خفه اش کند دست می گذارد پی گلویت و فشار می دهد و همان جا خفه ات می کند .
مرگ به همین سادگیست .
مثل رفتن برق .
مواظب باش یا رد پا نگذار یا اگر رد پایی به جا می گذاری برایت پشیمانی و اضطراب نداشته باشد .
هر لحظه ممکن است ملائک با پیغام هایی که گفتم بیایند . هر لحظه …

این هم از خدمات دولت کریمه!
این ها اصلا برق را مرتبا قطع می کنند که ما این چیزها را بفهمیم!

همین! مال هیچکس نیست!